شبهای تنهایی

اشعارو خبرهای تازه

شبهای تنهایی

اشعارو خبرهای تازه

یک راز و نیاز کوتاه

 
خدایا!
چه هدیه ای می توانم به درگاهت پیشکش کنم ؟
تمامی هستی و دارایی ام کافی نیست.
معشوق در قلبم می جوشد
و از چشمانم می بارد
حلقه گلی از اشک هایم برایت خواهم آورد
که هرقطره آن نجوا می کند:
((معبودم !
قلبم از عشق تو شکسته است.
دربی کران عشقت ، خود را از یاد می برم
و هیچ می شوم ،هیچ ...))
الهی شکر، الهی شکر

 

 
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد